حال همۀ ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی درمان !
همین دیروز بود که به یادت افتادم دوست داشتم یک دل سیر با هم درد و دل می کردیم ای کاش میتوانستم صدایم را به گوش خسته ات برسانم ای کاش میتوانستم چشم در چشمانت بدوزم و با صدای بلند فریاد بزنم مرا ببخش من که بی رحمانه تو را فراموش کردم و صدای سرفه هایت را نشنیدم هشت سال با تو زندگی کردم با تو خوابیدم با تو حرف زدم کنارت بهترین مکان دنیا بو د دوستت داشتم ....
درست یادم هست سال 1374 بود که به خاطر قبولی خواهرم در رشته کامپیوتر این موجود خارق العاده پا به منزل ما گذشت چقدر خوشحال بودیم وروزی چند نفر به تماشای کامپیوتر میامدند و ما چقدر به همسایه ها و دوستان که از اطراف واکناف برای چشم روشنی به منزلمان می امدند فخرمی فروختیم اصلا هممون شده بودیم فخری خانم .خوب سی دی میزاشتیم در میاوردیم تایپ میکردیم البته بدون پرینتر چقد ذوق مرگ میشدیم همه با هم رفته رفته دلمان سرد شد حوصله مان سر رفت دیگر کسی سراغش نمیرفت الا به اجبار
تا سال هشتاد که من رسما با دنیای چت و اینترنت اشنا شدم سال 81 با حقوقم یک کامپیوتر خوب مدل بالا خریدم یه خط اینترنت هم اشتراک گرفتم ونشستم پاش طوری که این کامپیوتر هرگز خاموش نشد مانند اتش اتشگاه یزد که میگویند هزاران سال است خاموش نشده دقیقا یه چند سالی کمتر از کامپیوتر من
القصه بنده هزاران نوشته وفایل در این کامپیوتر نازنین ذخیره میکردم هر روزی هم که پس از دوسال البته میخواستم ویندوز عوض کنم انها را ذخیره میکردیم تو یک درایو مطمئن تا چند روز پیش که این معشوقه ی نازنین سکته کرد به سرش کوفتم با همون شوک فن کار کرد بعد دیگر ویندوز نمیشناخت هر چه گفتیم بابا این همون سیستم عامله اما بیچاره الزایمر گرفت ومرخص شد هارد نیمسوز بود ما هم این کامپیوتر مرگ مغزی شده را بردیم پیش اشنامان تمام سیم وکابلها را دراورد گفت تو رو خدا دست بکش از این بیچاره ما هم با چشم اشکبار آن را هارد به هارد کردیم وگذاشتیمش کنار داشتم به قطعات نگاه میکردم دلم برایشان سوخت اما به کسی و حتی به کامپیوتر نو هم قطعاتش را ندادم مرگ جشن نفس بود؟
خلاصه تا ما اومدیم بگیم اقا مجید این واون چه قیمته برامون اسمبل کردوویندوز نصب کرد گفت تا دست خالی برنگشتی اینو ببر 400 تومن ناقابل ما هم سیستم را اوردیم خانه ووعده سر خرمن به اقا مجید دادیم حالا هم یکهفته ای هست که با این شاهزاده جدید روزگار میگذرانیم